مؤلف مجهول
17
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
گفت و نمىدانند اين مهتران جهودان كه خداى عز و جل آگهست و آگاهى دارد به هرچه ايشان اندر پنهان مىگويند و مىكنند و آنچه نيز آشكارا مىگويند و مىكنند وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ الذين لا يعرفون من التوراة إِلَّا أَمانِيَّ الا الامانى ، القراءة فقط و قيل : الا الامانى ، لا يعرفون من التوراة الا الاباطيل التى يسمعونها من رؤسائهم گفت ازين جهودان گروهى كم دانانند از توريت چيزى ندانند جز آن خواندن تفسير و معنى آن ندانند و گروهى گويند ، از جهودان گروهى نادانانند توريت خود ندانند جز آن بيهدهاى ترفندها 21 كه از سرياكان 20 خويش و دانشمندان خويش مىشنوند و پندارند كه آن علم است يا از آسمان آمده است وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ و ما يقولون ذلك الا بالظن گفت ايشان آنچه مىكنند و مىگويند جز به گمانى نمىكنند نه ايشان را اندر آنچه مىكنند و يا مىگويند يقينى و بىگمانى است فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ الويل شدة العذاب و قيل و اد « 1 » فى جهنم و قيل جبل من النار و قيل انها كلمة تستعمل فى كل من وقع فى و رطة او هلكة گفت اين ويل يكى رودى است از آتش و كوهى از آتش و گويند كه اين ويل سخونى است كه كسى را گويند كه اوى اندر هلاكى افتاده باشد معنيش به پارسى چنان باشد كه واى بريشان الّذين يكتبون الكتاب يغيّرون نعت محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ گفت واويل مران كسها را كه به خودى 22 كتابها نبشتند ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ پس پيش نادانان خود گفتند كه اين از نزد خداى عز و جل به سوى موسى آمده است لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا ليصيبوا بذلك عرضا يسيرا من الشّعير و الكرباس گفت تا بدان سبب [ 13 ] خود را چيزى از خورش و پوشش حاصل كنند از جو
--> ( 1 ) . اصل : وادى ( با يا و تنوين دال ) .